يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى
52
تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )
و اركان دولت را با او بيعت داد و فرمود كه كيقباد پسر بغرا خان را در لكهنوتي بر پدر او بفرستند - چون سلطان از دار فنا بدار بقا رحلت كرد ملك « 1 » كجر نايب با امرا و ملوك گفت كه مزاج خسرو خان ناستوده « 2 » است اگر او بر تخت نشيند هيچكس « 3 » را زنده نگذارد - ملك الامرا ملك كوتوال « 4 » حضرت با او يار بود - امراى ديگر نيز با ايشان متفق شدند - ملك بيگ « 5 » ساوق و حسن بصرى « 6 » و علا دبير را كه با ايشان درين قصه مخالف بودند دست آورده « 7 » جلا كردند - و خسرو خان « 8 » را با خيل و تبع او اقطاع ملتان داده روان گردانيدند - و كيقباد پسر بغرا خان را بر تخت سلطنت اجلاس دادند - و اين واقعه در سنه ست و ثمانين و ستمائه بود - * بيت * اى دل جهان محلِّ ثبات و قرار نيست * دست از جهان بدار كه چون پايدار نيست مدت ملك سلطان غياث الدين مرحوم بيست و دو سال و چند ماه بود - و اللّه اعلم بالصّواب * ذكر سلطان معز الدين كيقباد سلطان معز الدين كيقباد پسر بغرا خان بن سلطان غياث الدين بلبن بود - بعد بجا آوردن شرط عزا سنه ست و ثمانين و ستمائه باتفاق امرا و « 9 » ملوك
--> ( 1 ) B . كجو ( 2 ) M . ناسوده ( 3 ) B . هيچ كسى را ( 4 ) ملك الامرا فخر الدين كوتوال Tabakat Akbari , p . 103 كوتواليك حضرت M . دهلي . ( 5 ) M . سارق ( 6 ) Barani in Tarikh Firuz Shahi , p . 121 says حضرت خواجه حسين بصرى ( 7 ) M . جدا كردند ( 8 ) Barani , in Tarikh Firuz Shahi , p . 122 says : - در روز كيخسرو پسر خان شهيد را در ملتان فرستادن روان كردند * ( 9 ) M . omits امرا